- معرفی و تاریخچه جوراب بدیع
- بنیانگذاران جوراب بدیع
- نمونه فیلمها
- نمونه پادکستها
- مواد اولیه و کیفیت تولید
- اسپاندکس (لایکرا) چیست؟
- مزایا و معایب لایکرا
- مزایای جورابهای بدیع
- مدلها، رنگها و بستهبندی
- سفارش اختصاصی و بافت لوگو
- مشاوره و ثبت سفارش
- گالری تصاویر جوراب بدیع
معرفی محصولات و تاریخچه جوراب بدیع
جوراب بدیع از سال ۱۳۵۸ تاکنون بخشی از صنایع نساجی و پوشاک مردم ایران را در دو بخش مردانه و زنانه پشتیبانی کرده است. این شرکت با استفاده از مرغوبترین مواد اولیه، از جمله نخهای دولاتابی که هزینهای حدود دو برابر نخهای متداول دارند، دوام و کیفیت محصولات خود را افزایش داده است.
این مجموعه توسط دو تن از بزرگان صنعت پوشاک ایران، جواد جلیلی قدسی و مهندس محسن سماواتیان (کارشناس مدیریت صنعتی)، بنیانگذاری شد و تاکنون هزاران طرح، مدل و رنگ متنوع را در حوزه جوراب نوزاد، جوراب کودکان، جوراب شلواری، جوراب مردانه و سایر محصولات مرتبط به صورت تخصصی و حرفهای تولید و در سراسر کشور توزیع کرده است.
ما به تدریج در رادیو آموزش فیزیک از شیوه های اقتصاد فیزیک و صنعتی شدن قوانین فیزیک گفتگو خواهیم کرد و محصولات آن را به شما پیشنهاد می دهیم.
تاریخ شفاهی صنعت جوراب ایران
گفتگو با مهندس محسن سماواتیان
از نوجوانی در کارگاه تا نیمقرن تجربه در صنعت جوراببافی ایران
مشخصات مصاحبه
- پروژه: نظریه دینامیک سیستمهای جوراببافی ایران
- فصل: هفتم رادیو آموزش فیزیک
- تاریخ ضبط: ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
- محل ضبط: دفتر شرکت جوراب بدیع
- مدت زمان کل: ۱ ساعت و ۵۳ دقیقه
- مصاحبهشونده: مهندس محسن سماواتیان
- مصاحبهکننده: مرتضی محمدیوندخوشخو
فهرست این صفحه
مقدمه برنامه
درود بر شما، شنوندگان، بینندگان و همراهان وفادار رادیو آموزش فیزیک.
امروز در فصل هفتم این برنامه، افتخار داریم میزبان یکی از صنعتگران پرتلاش کشور باشیم تا گفتوگویی ویژه درباره رشته تخصصی و صنعت ایشان داشته باشیم.
از آنجا که مهمان عزیز ما فردی بسیار پرکار و پرتلاش هستند، ما در یک روز تعطیل خدمت ایشان رسیدیم. انجام این پروژه برای صنعت کشور ارزش فراوانی دارد و از اینکه ایشان فرصت روز تعطیل خود را در اختیار رادیو آموزش فیزیک قرار دادند، صمیمانه سپاسگزاریم.
در ابتدای برنامه از ایشان خواستیم خود را معرفی کنند و درباره آغاز فعالیت حرفهایشان توضیح دهند.
مهندس محسن سماواتیان
«من محسن سماواتیان، متولد سال ۱۳۳۸ در تهران هستم. از سال ۱۳۵۵ وارد صنعت جوراببافی شهر تهران شدم و از سال ۱۳۶۰ بهصورت مستقل فعالیت خود را آغاز کردم. تاکنون نیز در شاخههای مختلف صنعت جوراببافی مشغول فعالیت بودهام.»
در آغاز این گفتوگو، از ایشان خواستیم خود را معرفی کنند و از نقطه آغاز مسیر حرفهایشان بگویند.
«من محسن سماواتیان، متولد سال ۱۳۳۸ در تهران هستم. از سال ۱۳۵۵ وارد صنعت جوراببافی شهر تهران شدم و از سال ۱۳۶۰ بهصورت مستقل فعالیت خود را آغاز کردم. تاکنون نیز در شاخههای مختلف صنعت جوراببافی مشغول فعالیت بودهام.»
همین چند جمله، در ظاهر کوتاه است؛ اما پشت آن نزدیک به پنجاه سال تجربه، آزمون، تولید، مدیریت و حضور مستمر در یکی از قدیمیترین صنایع نساجی کشور قرار دارد؛ تجربهای که نسلهای مختلف فعالان صنعت جوراببافی میتوانند از آن بهره ببرند.
این گفتوگو تنها روایت زندگی یک صنعتگر نیست؛ بلکه تلاشی است برای ثبت بخشی از تاریخ صنعت ایران از زبان کسی که سالها آن را از نزدیک زندگی کرده است.
در ادامه این مجموعه، مهندس محسن سماواتیان از تجربههای خود درباره تحولات صنعت جوراببافی، فناوری، تولید، چالشهای صنعت و آینده این حوزه سخن خواهد گفت؛ موضوعاتی که میتواند برای دانشجویان، مهندسان، تولیدکنندگان و علاقهمندان صنعت، آموزنده و الهامبخش باشد.
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
«من شاگرد اول نبودم؛ عاشق فوتبال بودم»
روایت دوران کودکی، مدرسه و نخستین تجربههای زندگی
فهرست این بخش
دوران کودکی
وقتی به سابقه نزدیک به نیمقرن فعالیت مهندس محسن سماواتیان در صنعت جوراببافی نگاه میکنیم، این پرسش بهطور طبیعی مطرح میشود که آغاز این مسیر از کجا بوده است؟ آیا از همان دوران کودکی به صنعت علاقه داشت یا زندگی او مسیر دیگری را برایش رقم زد؟
در ابتدای گفتوگو از او خواستیم کمی از دوران کودکی خود بگوید؛ از روزهایی که هنوز خبری از صنعت، تولید و مدیریت نبود.
اما پاسخ او، برخلاف انتظار، بسیار صادقانه و بیتکلف بود.
«کودکی ما خیلی ارتباطی با شغل امروزمان نداشت. آن دوران، زمان درس، بازی و شیطنتهای بچگی بود. بعدها، با اتفاقات و فراز و نشیبهای مختلف، مسیر زندگی ما به این حرفه و این صنف رسید.»
او معتقد است مسیر رسیدن به صنعت، یک تصمیم از پیش تعیینشده نبود؛ بلکه نتیجه تجربههایی بود که در طول سالهای نوجوانی و جوانی شکل گرفت.
عشق به فوتبال
وقتی صحبت به بازیهای دوران کودکی رسید، خاطرات رنگ دیگری به خود گرفت. از او پرسیدیم چه بازیهایی بیشتر دوست داشت؟
«بیشتر از هر چیزی فوتبال بازی میکردیم.»
فوتبال برای او فقط یک سرگرمی نبود؛ بخش مهمی از اوقات فراغتش را تشکیل میداد. فوتبال محله، فوتبال مدرسه و هر فرصتی که برای دویدن دنبال توپ فراهم میشد.
وقتی از او پرسیدیم: «پس شما فوتبالیست هم بودید؟»
«در حد آماتور؛ فقط برای علاقه و اوقات فراغت. آن زمان اصلاً فوتبال حرفهای مثل امروز در ایران وجود نداشت.»
مدرسه و درس
صحبت که به درس و مدرسه رسید، او بدون هیچ تلاشی برای ساختن تصویری ایدهآل از گذشته خود، با صداقت از دوران تحصیلش گفت.
«به خاطر بازیگوشی زیاد، شاگرد ممتاز نبودم. نه اینکه درس نخوانم، اما جزو شاگردهای نمرهاول یا ردیف اول کلاس هم نبودم.»
از او پرسیدیم به کدام درس علاقه بیشتری داشت.
«تقریباً به هیچ درسی علاقه خاصی نداشتم. درس را میخواندیم تا آن مقطع تحصیلی را پشت سر بگذاریم.»
او توضیح میدهد که در آن سالها، فضای خانوادهها با امروز تفاوت زیادی داشت. کمتر کسی از دانشآموز میپرسید به چه رشته یا چه درسی علاقه دارد و هدف بیشتر، به پایان رساندن دوره تحصیل بود.
با وجود این، از معلمان خود به نیکی یاد میکند و میگوید همیشه معلمهای خوبی داشته است.
«راستش من دوست داشتم ساعت شش صبح بروم مدرسه تا قبل از شروع کلاس فوتبال بازی کنم؛ اولویت من فوتبال بود، نه نشستن سر کلاس!»
جمعبندی
شاید کمتر کسی در آن روزها تصور میکرد نوجوانی که بزرگترین دغدغهاش رسیدن زودتر به مدرسه برای فوتبال بازی کردن بود، چند دهه بعد به یکی از چهرههای شناختهشده صنعت جوراببافی ایران تبدیل شود.
اما زندگی همیشه از مسیرهای غیرمنتظره عبور میکند و همین ویژگی، روایت زندگی انسانها را ماندگار و الهامبخش میسازد.
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
«دنبال شغل نبودم؛ دنبال مفید بودن بودم»
فلسفه ورود مهندس محسن سماواتیان به صنعت جوراببافی
فهرست این بخش
ورود به بازار کار
با شنیدن خاطرات دوران مدرسه، شاید این تصور شکل بگیرد که نوجوانی که بیشتر به فوتبال علاقه داشت تا درس، بعدها نیز مسیر زندگیاش را بر اساس همان علاقهها انتخاب کرده است.
اما مسیر زندگی مهندس محسن سماواتیان، داستان دیگری را روایت میکند.
از او پرسیدیم پس از پایان دوران دبیرستان، چگونه وارد دنیای صنعت شد و آشنایی او با صنعت جوراببافی از کجا آغاز شد.
«سال ۱۳۵۴ دیپلم گرفتم. شاید فقط یک هفته بیکار بودم. بعد از آن وارد شغل پدرم شدم که فروش لوازم یدکی خودرو در خیابان چراغبرق و امیرکبیر تهران بود.»
او حدود یک سال در بخش فروش فعالیت کرد؛ تجربهای که نخستین حضور او در بازار کار بود، اما خیلی زود احساس کرد این مسیر پاسخگوی روحیاتش نیست.
▲ بازگشت به فهرست
«هدف اصلی من از وارد شدن به بازار کار، مفید بودن برای جامعه بود.»
«برای مردم، برای اطرافیان، برای کشور… مهم نبود اسمش را چه بگذاریم؛ مهم این بود که احساس کنم دارم کاری انجام میدهم که مفید است.»
همین نگاه، مسیر زندگی او را از یک شغل معمولی به سوی فعالیتی سوق داد که در آن احساس ارزشآفرینی میکرد.
▲ بازگشت به فهرست
«وقتی تولید جوراب را از نزدیک دیدم، جذبش شدم.»
او دلیل این علاقه را نه درآمد بیشتر میداند و نه آسانتر بودن کار.
«احساس میکردم در تولید، تمام ساعاتی که کار میکنی واقعاً مشغول خلق کردن هستی. وقت تلفشده، بیکاری یا انتظار برای آمدن مشتری وجود ندارد.»
او تجربه فروشندگی را نیز با تولید مقایسه میکند.
«در فروشندگی، گاهی یک ساعت یا دو ساعت منتظر مشتری میمانی. احساس میکردم فقط کالایی را از یک نفر میگیری و به نفر دیگری میدهی.»
با این حال تأکید میکند که این برداشت، صرفاً بر اساس روحیات شخصی خودش بوده است.
«نمیخواهم به هیچ صنفی بیاحترامی کنم. این فقط با روحیات من سازگار نبود.»
«مواد اولیه را به محصولی تبدیل میکنی که قابل استفاده است. نتیجه کارت را میبینی. جورابی تولید میشود که مردم آن را میپوشند و این برای من ارزشمند بود.»
▲ بازگشت به فهرست
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
«قبل از آنکه صنعتگر شوم، آرزو داشتم معلم کلاس اول باشم»
ریشههای فکری و فرهنگی مهندس محسن سماواتیان
فهرست این بخش
آرزوی معلم شدن
تا اینجا، مهندس محسن سماواتیان از ورود اتفاقی خود به صنعت جوراببافی و علاقهاش به تولید سخن گفته بود. اما یک پرسش اساسی همچنان باقی مانده بود؛ ریشه این نگاه از کجا آمده است؟
این پرسش را با او در میان گذاشتیم. او پاسخ را نه در یک اتفاق خاص، بلکه در فضای خانواده و شیوه تربیتش جستوجو میکند.
به گفته او، هر انسانی تا حد زیادی محصول محیطی است که در آن رشد میکند؛ خانواده، فرهنگ و ارزشهایی که هر روز با آنها زندگی کرده است.
«با اینکه در دوران مدرسه اهل شیطنت بودم و زیاد به درسهای مدرسه علاقه نداشتم، اما تنها شغلی که برای آینده خودم تصور میکردم، معلمی بود.»
«آن هم نه هر معلمی؛ دوست داشتم معلم کلاس اول دبستان باشم.»
«هم بچهها را دوست داشتم و هم به یاد دادن علاقه داشتم.»
▲ بازگشت به فهرست
«به کتابهای درسی علاقهای نداشتم؛ اما کتابهای تاریخی، اعتقادی و مذهبی را میخواندم. قرآن، نهجالبلاغه و کتابهایی از این دست، به خاطر فضای تربیتی خانواده، همیشه در زندگی ما حضور داشت.»
مطالعه برای او صرفاً وسیلهای برای گذراندن امتحان نبود، بلکه بخشی از شکلگیری جهانبینی و نگرش او به زندگی محسوب میشد.
▲ بازگشت به فهرست
▲ بازگشت به فهرست
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
خانوادهای که «مطالعه» را به سبک زندگی تبدیل کرد
نقش خانواده در شکلگیری فرهنگ مطالعه و مسئولیتپذیری
پدر و مادر؛ الگوی یادگیری
وقتی صحبت از نقش خانواده در شکلگیری شخصیت مهندس محسن سماواتیان میشود، او بیش از آنکه از تحصیلات رسمی والدینش سخن بگوید، از فرهنگ مطالعه در خانه یاد میکند.
پدر و مادر او، متولد دهه ۱۳۱۰، تنها تا شش کلاس ابتدایی تحصیل کرده بودند؛ موضوعی که در آن دوران، برای بسیاری از خانوادههای ایرانی امری طبیعی محسوب میشد.
اما آنچه این خانواده را متمایز میکرد، علاقه همیشگی به یادگیری و مطالعه بود.
مادری که هنوز کتاب میخواند
مهندس سماواتیان با افتخار از مادرش یاد میکند و میگوید:
«الان مادرم نزدیک به نود سال سن دارد، اما به جرأت میتوانم بگویم از همه اعضای خانواده ما بیشتر کتاب میخواند.»
او توضیح میدهد که مطالعه برای مادرش یک سرگرمی یا عادت مقطعی نیست؛ بلکه بخشی از شیوه زندگی اوست.
«هر وقت فرصت داشته باشد کتاب میخواند. حتی شبهایی که خوابش نمیبرد، به جای بیحوصلگی یا اتلاف وقت، سراغ کتاب میرود.»
پدر خانواده نیز تا زمان درگذشتش در سال ۱۳۷۹، همین روحیه را داشت و فضای خانه همیشه با کتاب و مطالعه پیوند خورده بود.
مطالعه؛ یک سبک زندگی
به گفته مهندس سماواتیان، شاید همین عادت مداوم به مطالعه، یکی از دلایل شادابی، آگاهی و پویایی مادرش در این سنین باشد.
در این لحظه از گفتوگو، نمیتوان از تحسین چنین خانوادهای چشم پوشید؛ خانوادهای که نشان میدهد عشق به یادگیری، وابسته به مدرک دانشگاهی نیست، بلکه ریشه در فرهنگ زندگی دارد.
جمعبندی
این بخش، نقطه اتصال سه عنصر مهم در زندگی مهندس محسن سماواتیان است: خانواده، مطالعه و مسئولیت اجتماعی. همین سه مؤلفه، بدون شعار و اغراق، توضیح میدهند که چرا او تولید را نه فقط بهعنوان یک شغل، بلکه بهعنوان راهی برای اثرگذاری بر جامعه انتخاب کرد.
نکته کلیدی این بخش
فرهنگ مطالعه در خانواده، الزاماً به میزان تحصیلات وابسته نیست؛ بلکه به نگرشی بستگی دارد که یادگیری را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میکند. در روایت مهندس سماواتیان، این فرهنگ خانوادگی یکی از پایههای شکلگیری نگاه او به کار، مسئولیت و تولید بوده است.
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
نوجوانی در روزهای پرالتهاب ایران
تأثیر تحولات اجتماعی بر شکلگیری نگاه مهندس محسن سماواتیان به تولید
سالهای نوجوانی و تحولات ایران
گفتوگو آرامآرام از فضای خانواده فاصله میگیرد و به سالهای نوجوانی مهندس محسن سماواتیان میرسد؛ سالهایی که همزمان با یکی از مهمترین دورههای تاریخ معاصر ایران بود.
پس از دریافت دیپلم، این پرسش مطرح شد که آیا قصد ادامه تحصیل داشت یا خدمت سربازی را انتخاب کرده بود؟
او در پاسخ، ابتدا فضای آن روزها را ترسیم میکند.
«آن دوران، مصادف با سالهای منتهی به تغییر حکومت و تحولات انقلاب بود.»
به گفته او، از حدود سالهای ۱۳۵۱ و ۱۳۵۲، یعنی زمانی که تنها چهارده یا پانزده سال داشت، نسبت به رویدادهای اجتماعی و سیاسی بیتفاوت نبود و اخبار و تحولات کشور را با دقت دنبال میکرد.
«این اتفاقها برای ما فقط خبر نبود؛ کمکم به زندگی و تصمیمهایمان جهت میداد.»
نگاه به تولید
مهندس سماواتیان توضیح میدهد که همین فضای فکری، بهتدریج بر انتخابهای آیندهاش نیز اثر گذاشت.
«وقتی وارد تولید شدم، فقط خودِ کار برایم مهم نبود؛ جامعه هم مهم بود، کشور هم مهم بود و تولید ملی هم برایم اهمیت داشت.»
از او پرسیدیم آیا از همان زمان، این نگاه چندبعدی در ذهنش شکل گرفته بود؟
«بله.»
فراتر از کسب درآمد
او در ادامه، فلسفه کاری خود را چنین توصیف میکند:
«ماهیت کار را دوست داشتم. دوست داشتم خوب کار کنم، تماموقت کار کنم و کاری انجام بدهم که واقعاً تولید باشد؛ نه صرفاً توزیع، نه واسطهگری و نه فقط جابهجا کردن کالا.»
«هدفم این نبود که فقط خودم پولدار شوم.»
در این بخش، تصویری روشنتر از جهانبینی او شکل میگیرد؛ انسانی که از همان سالهای جوانی، تولید را تنها یک فعالیت اقتصادی نمیدید، بلکه آن را مسئولیتی اجتماعی میدانست.
جمعبندی
همین نگاه، بعدها به یکی از پایههای اصلی مسیر حرفهای مهندس محسن سماواتیان در صنعت جوراببافی ایران تبدیل شد؛ نگاهی که در آن، تولید فقط ساخت یک محصول نیست، بلکه مشارکت در پیشرفت جامعه و خلق ارزش برای دیگران است.
نکته کلیدی این بخش
در روایت مهندس سماواتیان، تحولات اجتماعی دوران نوجوانی با علاقه او به تولید در هم آمیخته است. از نگاه او، تولید زمانی معنا پیدا میکند که علاوه بر ایجاد ارزش اقتصادی، برای جامعه و کشور نیز مفید باشد.
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
«تولید، فقط راه کسب درآمد نبود؛ بخشی از باور من بود»
فلسفه تولید و مسئولیت اجتماعی از نگاه مهندس محسن سماواتیان
فهرست این بخش
تولید؛ فراتر از اقتصاد
هرچه گفتوگو پیش میرود، بیشتر روشن میشود که مهندس محسن سماواتیان هیچگاه تولید را صرفاً یک فعالیت اقتصادی ندیده است.
او توضیح میدهد که از همان سالهای جوانی، نگاهش به تولید فراتر از سودآوری بود.
به اعتقاد او، حتی یک واحد تولیدی کوچک نیز میتواند نقشی بزرگ در جامعه ایفا کند؛ از ایجاد اشتغال گرفته تا تولید کالای باکیفیت، رعایت انصاف در قیمتگذاری و احترام به حقوق مصرفکننده.
«تولید کردن برای من فقط به معنای درآمد نبود. اینکه بتوانی محصول خوب و باکیفیت تولید کنی، اشتغال ایجاد کنی، انصاف داشته باشی و به فکر مردم باشی، برایم ارزش داشت.»
▲ بازگشت به فهرست
«وقتی کار میکردم، فقط درآمد به دست نمیآوردم؛ از خودِ کار هم لذت میبردم.»
از نگاه او، کار زمانی معنا پیدا میکند که انسان احساس کند نتیجه تلاشش به بهبود زندگی دیگران کمک میکند.
«کشور برایم مهم بود، کار برایم مهم بود و مفید بودن برای هموطنانم اهمیت داشت. همین باورها باعث میشد از کاری که انجام میدادم، لذت ببرم.»
▲ بازگشت به فهرست
سه پایه اصلی این نگرش
- ارزشهایی که از خانواده آموخته بود.
- احساس مسئولیت نسبت به آینده و مسیر زندگی خود.
- دغدغه پیشرفت کشور و خدمت به جامعه از مسیر تولید.
ترکیب این سه عامل، به تدریج مسیر حرفهای او را شکل داد و زمینهساز سالها فعالیت مستمر در صنعت جوراببافی ایران شد.
▲ بازگشت به فهرست
نکته کلیدی این بخش
در این روایت، «تولید» از یک مفهوم اقتصادی فراتر میرود و به یک مسئولیت اجتماعی تبدیل میشود. همین نگرش، یکی از مهمترین عوامل ماندگاری مهندس محسن سماواتیان در صنعت جوراببافی ایران بوده است.
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
تشکیل خانواده؛ آغاز فصلی تازه
خانواده، آموزش و تداوم یک نگاه فرهنگی
فهرست این بخش
▲ بازگشت به فهرست
«احسان دوره کارشناسی مدیریت بازرگانی (BBA) را در مالزی گذراند و سپس مدرک MBA خود را از دانشگاهی در ایالت آیووا آمریکا دریافت کرد.»
«امین هم در رشته مدیریت بازرگانی تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل داده است.»
این مسیر آموزشی، نشاندهنده توجه خانواده به یادگیری، توسعه فردی و کسب دانش در کنار فعالیتهای حرفهای است.
▲ بازگشت به فهرست
▲ بازگشت به فهرست
نکته کلیدی این بخش
در خانواده مهندس محسن سماواتیان، آموزش و توسعه فردی جایگاهی پایدار دارد. این رویکرد نشان میدهد که موفقیت حرفهای، زمانی ماندگارتر میشود که با فرهنگ یادگیری و انتقال تجربه به نسلهای بعد همراه باشد.
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
«میتوانستم نزدیک خانه خدمت کنم، اما بلوچستان را انتخاب کردم»
روایت انتخابی آگاهانه برای خدمت در یکی از محرومترین مناطق ایران
فهرست این بخش
«در آزمون پایان دوره، میان حدود پانصد نفر، فکر میکنم نفر سوم شدم.»
این رتبه به او اجازه میداد در شهرهایی نزدیک محل زندگی خود، مانند قزوین یا دیگر مناطق مرکزی کشور خدمت کند.
اما تصمیم او متفاوت بود.
«دوست داشتم به یک منطقه محروم بروم.»
به همین دلیل، استان سیستان و بلوچستان و شهر سراوان، در نزدیکی مرز پاکستان، را برای خدمت انتخاب کرد.
«با خودم گفتم این یک سال را برای خدمت کنار گذاشتهام؛ پس بهتر است جایی بروم که شاید دیگر هیچوقت در زندگی فرصت دیدنش را پیدا نکنم.»
▲ بازگشت به فهرست
«محرومیت واقعاً شدید بود. بسیاری از روستاهایی که به آنها میرفتیم، حتی آب آشامیدنی مناسب نداشتند و امکانات بهداشتی بسیار محدود بود.»
او به یاد میآورد که گروههای درمانی با خودروهای مجهز به دندهکمک راهی روستاهای دورافتاده میشدند؛ مکانهایی که گاه تنها چند خانوار در کپرهای ساده زندگی میکردند.
به گفته او، بسیاری از مسیرها آنقدر دشوار بودند که خودروهای معمولی امکان عبور از آنها را نداشتند.
▲ بازگشت به فهرست
«همراه پزشک به روستاها میرفتیم. داروهای اولیه، وسایل تزریق و تجهیزات موردنیاز را با خودمان میبردیم. پزشک بیماران را معاینه میکرد و ما نیز در ارائه خدمات درمانی، از جمله تزریقات و توزیع دارو، همکاری میکردیم.»
برخی از این روستاها تنها چند خانوار جمعیت داشتند، اما گروه درمانی برای همان تعداد اندک نیز مسیرهای طولانی و دشوار را طی میکرد.
وقتی از او پرسیدیم آیا مردم برای این خدمات هزینهای پرداخت میکردند، پاسخ کوتاه و روشن بود.
«نه.»
▲ بازگشت به فهرست
▲ بازگشت به فهرست
نکته کلیدی این بخش
گاهی سختی، مانعی بر سر راه انسان نیست؛ بلکه فرصتی برای شناخت عمیقتر جامعه و یافتن معنای خدمت است. تجربه سراوان، یکی از همین نقاط اثرگذار در زندگی مهندس محسن سماواتیان بود.
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
«هیچوقت نگفتم چرا اینجا هستم»
روایت خدمت در روستاهای دورافتاده و نگاهی که سختی را معنا میبخشید
فهرست این بخش
▲ بازگشت به فهرست
هدف فقط یک چیز بود؛ رساندن خدمات درمانی به مردمی که هیچ دسترسی دیگری به پزشک نداشتند.
▲ بازگشت به فهرست
«نه. اصلاً برای من لذتبخش بود.»
او توضیح میدهد که سختیهای شخصی، در برابر شرایط زندگی مردم آن منطقه، چندان به چشم نمیآمد.
«ما زندگی معمولی خودمان را داشتیم. آنهایی که واقعاً در شرایط سخت بودند، مردم همان منطقه بودند.»
او همچنین از جادههایی یاد میکند که گاهی با سنگ بسته میشدند و رفتوآمد در آنها همیشه با آرامش همراه نبود.
«گاهی آثار بسته شدن جاده را میدیدیم. همیشه نبود، اما اتفاق میافتاد.»
با این حال، خودروهای گروه درمانی برای مردم منطقه شناختهشده بودند و مأموریت آنها فقط درمان بیماران بود؛ موضوعی که امکان ادامه خدمت را فراهم میکرد.
▲ بازگشت به فهرست
او فقط کاری را انجام میداد که به آن باور داشت.
▲ بازگشت به فهرست
نکته کلیدی این بخش
گاهی تفاوت انسانها در میزان سختیهایی که تحمل میکنند نیست؛ در معنایی است که برای آن سختیها قائل هستند. در روایت مهندس سماواتیان، خدمت زمانی ارزشمند میشود که از روی انتخاب و باور انجام گیرد، نه از سر اجبار.
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
«کار، مرا انتخاب نکرد؛ من عاشق کار شدم»
وقتی تولید، به بخشی از هویت انسان تبدیل میشود
«من این کار را دشوار نمیبینم.»
▲ بازگشت به فهرست
«شاید برای بعضیها سخت باشد؛ اما برای من اینطور نبود.»
او حتی تجربه سالهای خدمت در بلوچستان را با فعالیت در تولید مقایسه میکند و میگوید:
«بعضی وقتها کار تولید، از آن دوران هم سختتر است؛ اما وقتی به کاری علاقه داشته باشی، سختی آن را جور دیگری میبینی.»
▲ بازگشت به فهرست
«من از خانواده تولیدکننده نیامده بودم. این کار را خودم انتخاب کردم.»
از او میپرسیم:
به نظر خودتان، شما کار را انتخاب کردید یا کار، شما را؟
او با لبخندی آرام پاسخ میدهد:
«من این کار را لذتبخش دیدم.»
▲ بازگشت به فهرست
▲ بازگشت به فهرست
نکته کلیدی این بخش
ماندگاری در یک حرفه، بیش از هر چیز به علاقه و معنا وابسته است. وقتی کار برای انسان به فرصتی برای خلق کردن و اثرگذاری تبدیل شود، سختیها مانع راه نیستند؛ بلکه بخشی از مسیر رشد خواهند بود.
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
«تولید را انتخاب کردم؛ در حالی که مسیر دیگری برایم آماده بود»
وقتی انتخاب آگاهانه، آینده یک صنعتگر را رقم میزند
فهرست این بخش
«دقیقاً انتخاب خودم بود.»
او تأکید میکند که مسیر حرفهایاش، نتیجه علاقه و تصمیم شخصی بوده است، نه الزامهای خانوادگی.
▲ بازگشت به فهرست
«برادرهای من مسیر دیگری را انتخاب کردند. نگاه هر کسی به کار، با دیگری فرق میکند.»
از نگاه او، علاقه و جهانبینی هر فرد، نقش مهمی در انتخاب مسیر زندگی دارد و نمیتوان انتظار داشت همه اعضای یک خانواده، راهی یکسان را دنبال کنند.
▲ بازگشت به فهرست
«آن مغازه آماده بود. اگر میخواستم، میتوانستم همان مسیر را ادامه بدهم.»
او تأکید میکند که هیچ مانعی هم وجود نداشت و پدرش هرگز فرزندان خود را به انتخاب مسیر خاصی مجبور نمیکرد.
▲ بازگشت به فهرست
▲ بازگشت به فهرست
نکته کلیدی این بخش
گاهی ارزش یک انتخاب، در دشوارتر بودن آن نیست؛ در این است که با باورهای درونی انسان هماهنگ باشد. انتخاب تولید، برای مهندس سماواتیان نه یک تصمیم اقتصادی، بلکه انتخاب سبکی از زندگی بود.
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
ریشههایی در قلب بازار تهران
پیشینه خانوادگی، بازار تهران و انتخابی که مسیر زندگی را تغییر داد
فهرست این بخش
▲ بازگشت به فهرست
«مادرم، که امروز نزدیک به نود سال سن دارد، شش کلاس ابتدایی را درست در مدرسهای خوانده که چند قدم با همین کارگاهی که امروز در آن نشستهایم فاصله داشته است.»
گویی پس از گذشت دههها، زندگی دوباره او را به همان محلههای قدیمی بازگردانده است.
▲ بازگشت به فهرست
▲ بازگشت به فهرست
گاهی ارزشمندترین میراث یک خانواده، شغل آماده نیست؛ بلکه آزادی انتخاب مسیری است که انسان با باور و علاقه خود برمیگزیند.
▲ بازگشت به فهرست
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
فرزندان، رفتار والدین را میآموزند
فلسفه تربیت، نقش الگوی رفتاری خانواده و ارزشهایی که با عمل منتقل میشوند
فهرست این بخش
«به نظر من، فرزندان بیشتر از اینکه پدر و مادر را بشنوند، آنها را میبینند.»
این جمله، شاید بهترین توصیف از نگاه او به مفهوم تربیت باشد؛ نگاهی که رفتار را مؤثرتر از هر توصیه و سخنرانی میداند.
▲ بازگشت به فهرست
«اگر پدر و مادر اهل کار باشند، درست زندگی کنند و رفتار سالمی داشته باشند، همان رفتارها روی فرزندان اثر میگذارد.»
وقتی از پدرش سخن میگوید، پیش از هر چیز از تلاش، صداقت و پشتکار او یاد میکند؛ ویژگیهایی که هر روز در برابر چشمان فرزندان قرار داشت.
«پدرم همیشه کار میکرد. ما این را میدیدیم.»
▲ بازگشت به فهرست
«مادرم با وجود مسئولیت نگهداری از چهار فرزند، زندگی را با آرامش و بدون گلایه اداره میکرد.»
به باور او، همین آرامش و شیوه زندگی، بیش از هر آموزش مستقیمی بر شخصیت فرزندان اثر گذاشت.
▲ بازگشت به فهرست
«وقتی پدرم دروغ نمیگفت، ما هم دروغ نمیگفتیم.»
از نگاه مهندس سماواتیان، ارزشهایی مانند درستکاری، امانتداری، دینداری، مسئولیتپذیری و احترام به دیگران، بیش از آنکه آموزش داده شوند، در رفتار پدر و مادر دیده میشدند.
فرزندان نیز همان رفتارها را مشاهده میکردند، به آنها اعتماد میکردند و بهتدریج همان ارزشها را در زندگی خود به کار میگرفتند.
▲ بازگشت به فهرست
فصل هفتم | رادیو آموزش فیزیک
دوام در یک مسیر، فقط به مهارت وابسته نیست
از نقش تربیت و انتخابهای فردی تا معنای واقعی موفقیت در یک عمر فعالیت صنعتی
فهرست این بخش
«تربیت از خانواده شروع میشود، بعد مدرسه، دوستان، دانشگاه، محیط کار و جامعه، هر کدام سهمی در شکلگیری شخصیت انسان دارند.»
از نگاه او، هیچکدام از این عوامل به تنهایی تعیینکننده نیستند؛ بلکه هر کدام بخشی از مسیر رشد و شکلگیری شخصیت را میسازند.
▲ بازگشت به فهرست
«خودِ انسان باید انتخاب کند که کدام رفتارها را الگوی زندگیاش قرار دهد.»
او درباره تجربه شخصی خود نیز با صراحت سخن میگوید.
«من این کار را دوست داشتم. به آن پرداختم، سعی کردم آن را توسعه بدهم و از سختیهایش فقط گلایه نکنم.»
به جای تمرکز بر دشواریهای تولید، تلاش کرده است فرصتهای رشد را ببیند و از خودِ فرآیند کار و تولید لذت ببرد.
▲ بازگشت به فهرست
«سعی کردم رزق حلالی به خانه ببرم و کاری انجام بدهم که با وجدان خودم سازگار باشد.»
در این نگاه، موفقیت تنها با میزان درآمد یا توسعه کسبوکار سنجیده نمیشود؛ بلکه کیفیت کار، آرامش وجدان، صداقت در عمل و احساس مفید بودن نیز بخش مهمی از آن را تشکیل میدهد.
همین نگرش، به فعالیت حرفهای او معنایی فراتر از یک شغل بخشیده است.
▲ بازگشت به فهرست
ماندگاری در صنعت، تنها نتیجه دانش و مهارت نیست؛ بلکه حاصل پیوند میان تخصص، اخلاق، مسئولیتپذیری و انتخابهای آگاهانه در طول زندگی است.
▲ بازگشت به فهرست
بنیانگذاران جوراب بدیع
مجموعه جوراب بدیع توسط دو تن از فعالان و پیشگامان صنعت پوشاک ایران، جناب جواد جلیلی قدسی و مهندس محسن سماواتیان (کارشناس مدیریت صنعتی) بنیانگذاری شد.
این دو صنعتگر با تکیه بر تجربه، دانش فنی و شناخت بازار پوشاک ایران، مسیر توسعه برند جوراب بدیع را پایهریزی کردند و زمینه تولید محصولات باکیفیت و ماندگار را فراهم ساختند.
در طول دهههای فعالیت این مجموعه، هزاران طرح، مدل و رنگ متنوع در حوزه جوراب نوزاد، جوراب کودکان، جوراب شلواری، جوراب مردانه و سایر محصولات مرتبط طراحی، تولید و در سراسر کشور توزیع شده است.
امروزه جوراب بدیع به عنوان یکی از برندهای باسابقه صنعت جوراببافی ایران شناخته میشود و بخشی از تاریخ صنعت پوشاک کشور را نمایندگی میکند.

نمونه فیلمها
در این قسمت با نمونه فیلم های این شرکت آشنا می شویم.
دانلود و بازنشر این ویدئو با ذکر منبع (PHY20.COM و رادیو آموزش فیزیک) مجاز است.
🎬 ویدئوی یوتیوب
نمونه پادکستها
برخی از پادکست های جوراب بدیع را در این قسمت دنبال بفرمایید.
🎙️ گفتوگو با مهندس محسن سماواتیان
🎧 پادکست رادیو آموزش فیزیک در Spotify
🎧 پادکست در Castbox
مواد اولیه و کیفیت تولید
در تولید محصولات جوراب بدیع از مواد اولیه با کیفیت بالا استفاده میشود و مواد فاقد استانداردهای لازم در فرآیند تولید این شرکت جایگاهی ندارند. هدف اصلی این مجموعه، تولید محصولاتی با دوام، راحتی و کیفیت ماندگار برای مصرفکنندگان ایرانی است.
بخش عمده الیاف مورد استفاده در جورابهای بدیع را پنبه تشکیل میدهد. حدود ۸۰ درصد ترکیب الیاف این محصولات از پنبه مرغوب است که به جذب مناسب رطوبت و عرق پا کمک میکند. این ویژگی موجب افزایش راحتی مصرفکننده و کاهش بوی نامطبوع پا در استفاده روزمره میشود.
اسپاندکس (لایکرا) چیست؟
حدود ۲۰ درصد دیگر از ترکیب الیاف، از لایکرا یا اسپاندکس تشکیل شده است. این الیاف خاصیت کشسانی جوراب را تأمین میکنند و باعث میشوند جوراب پس از استفادههای مکرر و شستشو، فرم اولیه خود را بهتر حفظ کند و راحتی بیشتری هنگام پوشیدن داشته باشد.
اسپاندکس چیست؟
الیاف اسپاندیکس از پلی اورتان ساخته می شود و با واکنش ماکروگلیکول (منعطف) و منودی ایزوسیانات (سخت) یک پیش پلیمر تشکیل می دهند و سپس با افزودن ماده دی آمین رشد پلیمر افزایش می یابد تا به اندازه مناسب برسد. در نهایت این پلیمر رشته رشته شده و نمره گذاری می شود. لایکرا می تواند تا 5 برابر طول اولیه خود کشیده شود. چین ، امریکا ، کره جنوبی ، ترکیه و هند از تولید کنندگان لایکرا هستند. لایکرای هیوسانگ ، پایونیرو و یونیلون از این مواردند. لایکرا با نمره 20 دنیر برای لباس های زیر و جوراب شلواری مناسبند. لایکرا با نمره 30 و 40 برای لباس های روزمره و ورزشی و لباس زیر زنانه کاربرد دارند. لایکرا با نمره 70 برای لباس های ورزشی محکم و حرفه ای کاربرد دارند.
معمولا بین 50 تا 150 نخ لایکرا تابیده می شود.در جوراب بدیع از الیاف اسپاندکس در کف به صورت دولاتابی استفاده می شود.
مزایا و معایب الیاف لایکرا (اسپاندکس)
لایکرا یا اسپاندکس یکی از مهمترین الیاف مورد استفاده در صنعت جوراببافی مدرن است. این الیاف به دلیل خاصیت کشسانی بالا و دوام مناسب، در بسیاری از محصولات جوراب بدیع نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
مزایای لایکرا
- کشسانی فوقالعاده تا حدود ۵ برابر طول اولیه
- سبکی و راحتی هنگام پوشیدن
- حفظ فرم در دماهای بالا تا حدود ۱۹۰ درجه سلسیوس
- امکان ترکیب با پنبه، ویسکوز و پلیاستر
- مقاومت مناسب در برابر سایش و شستشو
- افزایش دوام و طول عمر محصول
- کمک به حفظ شکل اولیه جوراب پس از استفاده و شستشوی مکرر
معایب لایکرا
- آسیبپذیری در برابر کلر و مواد سفیدکننده مانند وایتکس
- هزینه تولید بالاتر نسبت به بسیاری از الیاف متداول
- فرآیند تولید پیچیده و تخصصی
- تجزیهپذیری بسیار محدود در طبیعت و چالشهای زیستمحیطی
مزایای جورابهای بدیع
جورابهای بدیع با تکیه بر چند دهه تجربه در صنعت جوراببافی، استفاده از مواد اولیه مرغوب و کنترل کیفیت مستمر تولید میشوند. این محصولات برای استفاده روزمره، محیطهای کاری، مراسم رسمی و مصارف سازمانی طراحی شدهاند.
- استفاده از پنبه مرغوب برای جذب بهتر رطوبت و افزایش راحتی پا
- بهرهگیری از الیاف اسپاندکس (لایکرا) برای حفظ کشسانی و فرم جوراب
- استفاده از نخهای دولاتابی برای افزایش دوام و طول عمر محصول
- بافت ظریف و یکنواخت برای راحتی بیشتر هنگام استفاده
- مقاومت مناسب در برابر شستشوی مکرر و استفاده روزانه
- تنوع در مدلهای ساق بلند، نیم ساق و مچی
- ارائه رنگبندی متنوع برای سلیقهها و کاربردهای مختلف
- امکان تولید سفارشی با نام، لوگو یا برند مشتری
- مناسب برای هدایای سازمانی، مشتریان وفادار و مناسبتهای ویژه
- تولید و توزیع تخصصی بر پایه تجربه چند دهه فعالیت در صنعت جوراب ایران


